X
تبلیغات
رایتل
آرزویم اینست نتراود اشک درچشم توهرگزمگرازشوق زیاد..
وبه اندازه هرروزتو عاشق باشی ...عاشق آنکه تورامی خواهد...
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 24 فروردین‌ماه سال 1394 توسط ثریا | 0 نظر

یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟ 


روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی

 ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم، چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و

 بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع

 به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم، در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به

 چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به

 خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی 
...
.: Weblog Themes By PayamBlog :.

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.

VPN setup

قالب وبلاگ

دانلود رایگان